رباعی...زنجره
سلام.
دیدم به یکی سرا , پس پنجره ای.
سر داده حزین , سرود دل , زنجره ای
گفتم عجبا که عاشقی نهد
غوغا ز کر بسته لب و حنجره ای.
مازیار طهماسب نیا(منزوی)
درود و بدرود , دوستان.
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۴ ساعت 9:39 توسط منزوی
|
این خودم هستم. البته تصویری از خودم است. نمی دانم از دیدن این چهره چه چیزی در مورد شخصیت من برداشت خواهی نمود. اما به عرض برسانم هدف از نهادن این تصویر فقط چهره نمودن به دوستان عزیزم است و هیچ منظور دیگری ندارم. به این وبلاگ باتمام کمبودها و دلتنگی های آن که بی شک از کمبودها و دل گرفتگی های صاحبش نشات می گیرد خوش آمدی دوست وبگذر من. (منزوی)