درود و عرض ادب

ـــــــــــــــــــــــــــــــ

پر کردن غم باده به هر جام، بس است.

این سنّت پوسیدهء بد نام، بس است.

آویخته تن، حکم به فرجام بس است.

آخر تو بگو، بگو که اعدام بس است.

مازیار طهماسب نیا(مـُنزَوی).

سر ها همه به زیر؛ افکنده
خسته بود.
دلها چو آیینه ء دق، خُرد و
شکسته بود.

سیمای آسمان، چه کبود و تیره
رنگ
از گریهء مادری که به سوگ
نشسته بود...

مازیار 🖤🖤🖤