رونق سپهر
نگارهء چهره ات ،آفاق را نَوَردید.
خدا به لَب خَنده ات ،خیره شُد و پَسَندید.
شمیمِ گیسوانَت ،زِ عطرِ گُل که خوش تر.
فرشته از لبانت ،دو صد ترانه می چید.
تو همنشین بهار،تو تک ستارهء صبح.
خورشید روزگاری ،به صبحِِ روزِ امید.
زمزمهء کلامَت ،غریوِ شب شکن شد.
وجودِ پُر بَهایت ،بقای عمرِ جاوید.
به خنده و بوسه ای ،به قلبِ من نِشستی.
به گِردِ تو بِگَشتَم ،همچو قمر ،چو مَهشید.
سپیدهء سحر گاه ،جلوهء چهره ات بود.
تو رونَقِِ سپهری ،تو اختری ،چو ناهید.
اگر که تیره گشته ،صورتِ خستهء من
تو رُخ زِ من گرفتی ،همچو غروبِ خورشید.
شعر کوچکی از مازیار طهماسب نیا ، تقدیم به دوستان عزیزم.
خدا به لَب خَنده ات ،خیره شُد و پَسَندید.
شمیمِ گیسوانَت ،زِ عطرِ گُل که خوش تر.
فرشته از لبانت ،دو صد ترانه می چید.
تو همنشین بهار،تو تک ستارهء صبح.
خورشید روزگاری ،به صبحِِ روزِ امید.
زمزمهء کلامَت ،غریوِ شب شکن شد.
وجودِ پُر بَهایت ،بقای عمرِ جاوید.
به خنده و بوسه ای ،به قلبِ من نِشستی.
به گِردِ تو بِگَشتَم ،همچو قمر ،چو مَهشید.
سپیدهء سحر گاه ،جلوهء چهره ات بود.
تو رونَقِِ سپهری ،تو اختری ،چو ناهید.
اگر که تیره گشته ،صورتِ خستهء من
تو رُخ زِ من گرفتی ،همچو غروبِ خورشید.
شعر کوچکی از مازیار طهماسب نیا ، تقدیم به دوستان عزیزم.
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم مهر ۱۳۹۱ ساعت 14:41 توسط منزوی
|
این خودم هستم. البته تصویری از خودم است. نمی دانم از دیدن این چهره چه چیزی در مورد شخصیت من برداشت خواهی نمود. اما به عرض برسانم هدف از نهادن این تصویر فقط چهره نمودن به دوستان عزیزم است و هیچ منظور دیگری ندارم. به این وبلاگ باتمام کمبودها و دلتنگی های آن که بی شک از کمبودها و دل گرفتگی های صاحبش نشات می گیرد خوش آمدی دوست وبگذر من. (منزوی)