ستایش کورش بزرگ
ردای ابریشمین ، به پیکرت بافتی.
گوهرِ سنگین بها ، به افسر انداختی.
کلامِ پروردگار،وردِ زبان تو بود.
حکمت آسمانی ، رسم و مرام تو بود.
تو کورش بزرگی ، تو زینت آدمی.
فرزندِ پاکِ ایران ، تو جلوهء خاتمی.
شوکتِ این مرز و بوم ، فخر جهانی شدی.
به همتِ قوم پارس ، خدای ثانی شدی.
مرغ سعادت نشست ، به شانهء نازِ تو.
شرارِ آتشِ پاک ، شد محرم رازِ تو.
مصر و دمشق و ماچین ، بندهء درگاه تو.
حمد و ثنای یزدان ، ورد سحر گاه تو.
مسیح پروردگار ، منجی شهرِ یهود.
خورشیدِ نوعِ بشر ، پناهِ اسمِ داوود.
ستایش مردی ات ، جلوهء دفترم شد.
نجاتِ خاکِ ایران ، امیدِ آخرم شد.
----------------------------------------------------------------------------------------
دوستان عزیز.
این شعر جدید من می باشد که در ستایش از بزرگ مرد تاریخ ایران ،
حضرت کورش بزرگ سروده ام. امیدوارم بپسندید و از خواندنش احساس غرور
و سر بلندی کنید. درود بر شما.
این خودم هستم. البته تصویری از خودم است. نمی دانم از دیدن این چهره چه چیزی در مورد شخصیت من برداشت خواهی نمود. اما به عرض برسانم هدف از نهادن این تصویر فقط چهره نمودن به دوستان عزیزم است و هیچ منظور دیگری ندارم. به این وبلاگ باتمام کمبودها و دلتنگی های آن که بی شک از کمبودها و دل گرفتگی های صاحبش نشات می گیرد خوش آمدی دوست وبگذر من. (منزوی)