خیالِ تو
دو صد شکوفه بر شکفت ، از خندهء زلال تو.
چراغ شب چه روشن از ، تلالو خیال تو.
ستاره های اشک من ، با یاد تو روشن شده.
رونق کیسهء زر از ، بخشش لا یزال تو.
عمق و نفوذ هر کلام ،ستایش بزرگی ات.
دوام هر حکومت از ، آن شوکت و جلالِ تو.
برکت هر خوان کرم ، تو زینت هر مجلسی.
شفای هر درد تویی. آن نفسِ حلالِ تو.
به وقت اندوه و غمم. زمزمهء محبتی.
آرامش قلب منی ، گلبانگ چون بلال تو.
اگر که بی تاب شوم، در سختیِ ماه صیام.
هلال ِ چهرهء تو شد ، نوید استهلالِ تو.
اکنون که چون آهو شدم ، در چنگ صیادی اسیر.
وساطت از تو بایدم.تو ضامنِ غزالِ تو.
در چرخش بد یمنِ دهر ، اگر که بد چاره شدم.
روشنی بخت من از ، اختر خوش اقبال تو.
فارغ ز هر درد شدم ، چارهء هر غصه تویی.
هدایت راه من از ، مکتب با کمالِ تو.مازیار طهماسب نیا.
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم دی ۱۳۹۱ ساعت 3:17 توسط منزوی
|
این خودم هستم. البته تصویری از خودم است. نمی دانم از دیدن این چهره چه چیزی در مورد شخصیت من برداشت خواهی نمود. اما به عرض برسانم هدف از نهادن این تصویر فقط چهره نمودن به دوستان عزیزم است و هیچ منظور دیگری ندارم. به این وبلاگ باتمام کمبودها و دلتنگی های آن که بی شک از کمبودها و دل گرفتگی های صاحبش نشات می گیرد خوش آمدی دوست وبگذر من. (منزوی)