معلمِ من.
قلم به دست و ادیب، تو بهترین سخندان.
سلام و عرضِ ادب ، به رسمِ مهرجویی.
دو صد سپاس و درود ، ای چشمهء نکویی.
هزار شاخهء گل ، تقدیمِ مقدمِ تو.
لبخندِ پروردگار ، نگین به خاتمِ تو.
در چرخهء روزگار ، فروغِ دانش شدی.
همچو لطافتِ ابر ، صفای بارِش شدی.
محفلِ علم و ادب ، روشن ز تو مجلس است.
شهدِ شکر کلامت ، چو انگبین خالص است.
ای تو الههء پاک ، تو همنشینِ یزدان.
ای گنجِ نابِ دانش ، ای برگزیده انسان.
ستایش و صد ثنا ، قلبِ تو باد شادان.
جزای خیر بر تو ، ثوابِ نیک و احسان.
شاگردِ درسِ تو ام ، به لطفِ این روزگار.
خانه و منزلگَهَت ، بهشتِ پروردگار.
نگارش : مازیار طهماسب نیا.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
با درود و عرض ادب خدمتِ دوستانِ خوبِ خودم.
چندی پیش بنا به درخواستِ دوستی گران مایه ، و بابتِ قدر دانی از یک معلمِ ، این شعر کوتاه را سرودم .
اکنون تصمیم گرفتم که برای تقدیر و سپاس از مقامِ شامخِ معلم و به ویژه معلم های خودم ، با اندکی تغییرات آن را عرضه کنم. امیدوارم که بخوانید و لذت ببرید و قصورِ گفتارِ این کمترین را با علوِ طبع و محبتتان ببخشید.
این خودم هستم. البته تصویری از خودم است. نمی دانم از دیدن این چهره چه چیزی در مورد شخصیت من برداشت خواهی نمود. اما به عرض برسانم هدف از نهادن این تصویر فقط چهره نمودن به دوستان عزیزم است و هیچ منظور دیگری ندارم. به این وبلاگ باتمام کمبودها و دلتنگی های آن که بی شک از کمبودها و دل گرفتگی های صاحبش نشات می گیرد خوش آمدی دوست وبگذر من. (منزوی)