جنگ ایران با عراق... جنگ ایران با ایران
بعضی وقتها با خودم فکر میکنم، اگر صدام بر ایران حاکم میشد،، چه میشد؟
مثلا قرار بود دختران ایرانی به سرزمین عربها برده می شدند؟
نه اینکه جمهوری اسلامی، دختران ایرانی را به سرزمین اعراب، نفروخت.
مثلا قرار بود صدام، مشتی بیگانه را بر ایران حاکم کند؟
مگر در جمهوری اسلامی، تعداد کثیری عراقی و لبنانی و افغانی و آذربایجانی بر ایران حاکم نشدند؟
مثلا صدام قرار بود ایرانی ها را در خیابان ها، رگبار کند؟
مگر جمهوری اسلامی به کرات و بارها دختران و پسران جوان ایرانی را به گلوله نبستند؟
مثلا قرار بود عراق نود درصد از درآمد سالیانه نفت ایران را به تاراج ببرد؟
مگر جمهوری اسلامی امروز صد درصد بودجه حاصل از فروش نفت ایران را به تاراج نمی برد؟
مثلا قرار بود، دانشگاه ها، کارخانه ها، و مشاغل کشور ما توسط افراد عراقی اشغال شود؟
مگر الان دانشگاه های ما و مشاغل ایران، توسط اعراب لبنان و نیجریه و طلبه های بی مصرف جامعه المصطفی، اشغال نشده؟
مثلا قرار بود طلا های ایران و دلار های ایران توسط ارتش عراق به تاراج برده شود؟
مگر امروز تمام ارزهای مملکت و طلا های ایران به خارج قاچاق نمیشود و طلاهای ایران به صورت روکش برای گنبد های جعلی ، به عراق برده نمی شود؟
مثلا قرار بود در صورت اشغال توسط ارتش عراق، تمام تولیدات معتبر و ناب ایران به خارج، تاراج شود؟
مگر امروز تمام گوسفند وهندوانه و میوه و خاویار و خوراک ایران توسط جمهوری اسلامی به خارج فرستاده نمی شود؟
پس کشته های جنگ با عراق، مُشتی جوان خام بودند که مفت، مفت مردندو فربانی خیانت روح الله خمینی شدند.
این خودم هستم. البته تصویری از خودم است. نمی دانم از دیدن این چهره چه چیزی در مورد شخصیت من برداشت خواهی نمود. اما به عرض برسانم هدف از نهادن این تصویر فقط چهره نمودن به دوستان عزیزم است و هیچ منظور دیگری ندارم. به این وبلاگ باتمام کمبودها و دلتنگی های آن که بی شک از کمبودها و دل گرفتگی های صاحبش نشات می گیرد خوش آمدی دوست وبگذر من. (منزوی)